آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
13
سفرنامه كازاما ( فارسى )
پيشگفتار مترجم ژاپن پس از نهضت تجدّد ( 1868 م . ) ، به دنبال سه قرن انزوا ، همچنانكه به تلاش پردامنه براى ساختن خود از درون و جبران عقبماندگى از كشورهاى صنعتى اروپا و آمريكا برآمد ، ناگزير ديد كه در صحنهء جهانى نيز حاضر و ناظر باشد و احوال دنيا و آنچه را كه در پيرامون عالم مىگذرد از نزديك بشناسد و بسنجد و آگاهانه به تدبير كار خود برآيد . اين همه در سوى هدف اعتلاى ژاپن و برآمدن و همسرى يافتن با قدرتهاى غربى و سرانجام برترى يافتن بر آنها بود كه ، بزرگمردان و دولتمداران با عزم آن روزگار پيش پاى ملت خود نهاده و همهء منابع انسانى و مادى كشور را در راه آن بسيج كرده بودند . دامنهء اين تلاشها و شور و شتابى كه رهبران آن روز ژاپن در اين كار داشتند از اينجا پيداست كه كمى بيش از يك دهه از آغاز نهضت ( ميجى ) ، در سال 1880 م ( 1297 ه . ) هيأت سفارتى به رياست ماساهارو يوشيدا Masaharu Yoshida به دربار ناصر الدين شاه فرستادند ، و پس از آن نيز كسانى از اين سرزمين به عنوان سفير و سياح و محقق به ايران آمدند . با اين همه ، ژاپن تا بعد از جنگ جهانى اول نمايندگى ديپلماتيك در ايران نداشت . نخستين بار در مهرماه 1305 ( اكتبر 1926 ) ، ايواتارو اوچى ياما Iwataro